تبلیغات
 تورامن چشم درراهمــ ــــ ـــ ــ ـ - مطالب خرداد 1393
لینک های وب

☺میس دی☺☻میس نایت☻

بسم الله...
خب همونطور که قول داده بودم قرار شد خاطراتمون از مسافرت رو براتون بنویسم...من سعی می کنم خاطراتمونو خیلی کوتاه بنویسم که چشاتون اذیت نشه!!!!!
البته ما خاطرات زیای داریم که خیلی هم جالبن پس کم کمک همشونا می ذاریم تا بخونین و فیض ببرین...یکی از همین خاطرات جالب مربوط می شه به قضیه ی میس دی و میس نایت!لابد می پرسین چه قضیه ای...خب براتون می گم...جونم براتون بگه که...
یه روز صبح که  من و فرزانه جلوی آینه داشتیم آماده می شدیم بریم حرم...
فرزانه:واااای حنانه ببین من سرتا پا سیاه پوشیدم...Arabic Veil
حنانه: عهههه چه جالب!
فرزانه:توهم که سرتاپا سفید پوشیدی!.
حنانه:عههههههه چه جالب!!!!
فرزانه:دقت کردی بعضیا نام کاربری شون رو می ذارنmiss night یا مثلاmiss day؟
حنانه:آره خیلی اسمای قشنگ و رومانتیکی هستن!
فرزانه:آره خب منم الان شدم همون میس نایته توهم شدی میس دیه !
حنانه:عههههه چه جالب!


بعله و اینطوری شد که من شدم MISS DAY و فرزانه شد MISS NIGHT ...
البته نکته اینجاس که هر میس نایتی به سفیدی مانتوی تابستونیش و هر میس دیی به سیاهی چادرایرونیش احتیاج داره! که این موضوع یک امر کاملا واضح و مبرهنیه!!!!!
پ.ن: این موضوع رو فرزانه کشف کرد ومن فقط نقش گوینده ی این جمله رو ایفا میکردم:عهههه چه جالب!!!


تاریخ : شنبه 31 خرداد 1393 | 03:07 ب.ظ | نویسنده : حنانه | نظرات

اطلاع ثانوی

بسم الله...
سلام به همه ی دوستای گلم...
این پست همون اطلاع ثانویه که قراربود بدیم که شما متوجه پایان یافتن تعطیلات وبلاگی مون بشین...
بنده طبق فتوای برخی از دوستان(فرزانه)ملزم به پست گذاری شدم...
به طوری که گفته شده درصورت عدم پست گذاری بنده ملرم به پرداخت قرامت و کفاره می شم ...
وحتی ممکنه حدم بزنن !!!!! یعنی شما فقط عمق فاجعه رو با ستون فقراتتون لمس کنین!!!!!!!!
فقط مشکل اینجاس که من به اندازه ی کافی از فرزانه نمی ترسم!!!!!!!
درنتیجه ممکنه یه سری مشکلات پیش بیاد!
پس پیش پیش ازهمتون عذرخواهی به عمل میارم!
ولی خب ان شاالله به راه راست منحرف بشم و عین یه وبلاگ نویس خوب پست بذارم!

خب حالا گذشته از این حرفا من و فرزانه باهم دیگه رفتیم مشهدو حسابی هم بهمون خوش گذشت!!! سوغاتی هم اووووووووه تا دلتون بخواد...اینم لیست سوغاتی هامون:
1.پست های بروز تر
2.دعا برای همتون
3.نمازبرای همه ی ملتمسین دعا
4.همینا بستونه!
5.مگه نگفتم همینا بستونه!
6.وااااا مردم چه توقعاتی دارن به خدا!!!! ایششششششش

خب پس منتظر پست بعدی حنانه جونتون باشین چون ان شاالله قراره درمورد مسافرتمون بنویسم!

تاریخ : شنبه 31 خرداد 1393 | 11:55 ق.ظ | نویسنده : حنانه | نظرات

تا اطلاعات ثانوی،تعطیــــــــــل شد!!

ســــــــلامممم

خب تموم شدن Reading a Book به همه دانش آموزای سخت کوش تبریک میگم!

دو تا خبر دارم!!!

یکی خـــــوب(در حد بنز) و یکی (نسبتا) بد...

خب به انتخاب خودم اول اونی که نسبتا(!) بد هست رو میگم...

بـــــــــــنده اعتصــــــــاب کردم!!! چرا؟؟؟

خب معلومه...!

این وبلاگ، توسط دوست جونم که خیلــــــــــــی دوسش دارم و من اداره میشه...Arabic Veil

و وقتی اون نمیادو پست نمیذاره، وبلاگ اصا صفا نداره...

حتی همسنگرای عزیز خودتون هم شاهدید که با نبود حــــــــــنانه جونی، نیمه دیگه وبلاگ  کامل نیستو...

امام زمان جونم ازت میخوام مشکلات رو از سر راهمون برداری تا ما دوتایی دست در دست هم گوشه ای کار های فرهنگی دوستان رو بگیریم و با این سلاح تو این جنگ نرم از اعتقاداتمون دفاع کنیم.

خب دیگه پس الان همه متوجه شدید که دیگه این وبلاگ آپ نمیشه تا حنانه جونی هم بیاد...

خــــــــــــــــــــب حالااا خبر خووووووب ...

بالاخره بعد کلی التماس و انتظار، آقام امام رضــــــا(ع) ما رو طلبید و مـــــــــــا جمعـــــــــــــــه عازمــــــــــــــــ مشــــــــهد مقدس هستیم و میریم پابوسش... هر دومونGemini

دوستان اگه بدی خوبی دیدید از ما ب خاطر دل پاک و آسمونیتون حلالمون کنید...بالاخره ممکنه آدم ندونسته هم

دل یک سری ها رو بشکونه... (خـــــــــدایی نکردهـ)

با یه سری هایی تلخ حرف زده باشه...(بی علت موجه!)

و کلا حلالمـــــــــــــون کنیـــــــــــــد....

همه ی شما با معرفتا رو حتما حتما جلو ضریح آقا، ب یاد میاریم و ازش میخوایم به مراد دلتون برسونه...

براتــــــــون خوبی رو آرزو میکنیم نه خوشی رو!!... چون خوشی چیزیه که خودتون میخواید ولی خوبی چیزیه که خدا دوست داره...

سلامت و شاد باشید

البته میامو به کامنتا و نظراتتون و دعوت هاتون سر میزنم ان شاءالله (بعد که برگشتیم!) ولی ایشالله با حنانه هر دومون بیایم...

خب دیگه سرتونو به درد آوردم و معذرت میخوام که اوقاتتون رو گرفتم... یازهرا

                         



 



تاریخ : چهارشنبه 21 خرداد 1393 | 08:52 ب.ظ | نویسنده : فرزانه | نظرات

هی داداش...(البته خواهرا هم مخاطب هستنا☺)



تاریخ : یکشنبه 18 خرداد 1393 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : فرزانه | نظرات

یا صاحب الزمان...



تاریخ : جمعه 16 خرداد 1393 | 10:26 ق.ظ | نویسنده : فرزانه | نظرات

دنیای امروز...









تاریخ : جمعه 16 خرداد 1393 | 09:00 ق.ظ | نویسنده : فرزانه | نظرات

بدها...خوب ها...خوبترین ها

این عکس، رو تخته سیاه دبیرستان خودمون کشیده شده!



تاریخ : جمعه 16 خرداد 1393 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : ♥سه تا مدیر گل♥ | نظرات

اعمال ماه مبارک شعبان



تاریخ : پنجشنبه 15 خرداد 1393 | 11:32 ق.ظ | نویسنده : فرزانه | نظرات

دختر = بدبختی!!

روی صحبت من با کسیه که اینو طراحی کرده؟؟
آخه من نمیدونم تو چه فکری کردی همچین کاری کردی؟؟
یعنی انیشتین جلوت زانو میزنه با این استدلال و فرمولات!!!

متأسفم واسه طرز تفکــــــــــــــــرت!!
پس تا تو دنیا هستیو دخترای گل گلاب هستن، بدبختــــــــــــــــــــــــــی!!

خوشحالم که همچین حسیرو توی بدبخـــ!!ـــت داری!!




تاریخ : پنجشنبه 15 خرداد 1393 | 10:12 ق.ظ | نویسنده : فرزانه | نظرات

تکه گوشتی بیشتر نیستی!!!



عجباااااااااا آخه چرا همچین اجازه ای میدین؟؟؟ آخه چرا؟؟؟
بابا به مولا ارزشتون خیلی بالاتر از ایناااااااااس
بذارید تشنه تون باشن ن اینکه از بس ببینتون فکر یکی دیگه هم باشن!!
والا به خدا...
بذارید فقط محرم زندگی تون، محرم همه چیتون باشه
بذارید کسی که واقعا دوستون داره و براتون ارزش قائله، زیباییتون براش باشه
بانــــــــــــو منم هم جنس تو هستم
حستو درک میکنم
ولی حس قشنگ تر اینکه...
فقط مال یکی باشی و بقیه حسرت دیدن یه تار موتو بکنن!!
باور نمیکنی امتحان کن!!


تاریخ : پنجشنبه 15 خرداد 1393 | 10:09 ق.ظ | نویسنده : فرزانه | نظرات

یه دوخمل خانوم خـــوف!!!


روز و شب با خودت نرو هی ور
با تو هستم ، بله ، شما ... دختر

قلب تو گرچه واقعا پاک است!
خواهرم خوشگلی خطرناک است

با چنان تیپ و این چنین ترکیب
صورتی مثل کاغذ تذهیب ،

وقتی از خانه می زنی بیرون
مرد صدساله می شود دل خون!

متلک بشنوی تو از حالا
از جوان های بی سر و بی پا

آن یکی با دروغ و صد نیرنگ
می دهد وعده های خوب و قشنگ

دیگری گویدت که جانی تو
گز شیرین اصفهانی تو !

پیرمردی یواشکی از پشت
گوید این دخترک مراهم کشت !

نم نمک می رومی از راه به در
با همین گفته ها می شوی خر !

سادگی هاتو یک کمی کم کن
تو خیابون حواستو جمع کن !

گیرهای سه پیچ را ول کن
خوشگلم ، فکر این ارازل کن

این جوان ها تمام ناجورند
آی ماهی ، بپا همه تورند

پلویی می شوی به یک دوری
سی دی ات پخش می شود فوری

می شوی نقل محفل مردم
سبب عیش کامل مردم

آبرویت به باد خواهد رفت
یه یه خورده ، زیاد خواهد رفت


.:: حالا ازما گفتن بـــــــود ::.



تاریخ : پنجشنبه 15 خرداد 1393 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : فرزانه | نظرات

مـــــــ♥ـــــــاهـ شــعـــــ♥ـــــبانــ

.:: شعبان شد و پیک عشق از راه آمد ::.
.:: عطر نفس بقیه الله آمد ::.
.:: با جلوه سجاد و ابوالفضل و حسین ::.
.:: یک ماه و سه خورشید در این ماه آمد ::.




تاریخ : دوشنبه 12 خرداد 1393 | 12:00 ق.ظ | نویسنده : فرزانه | نظرات

تولد امام حسین مبارک

من مخاطب های خاصی دارم که در انسانیت در کمال هستن . یه دونه از همین مخاطب های خاص من:

...:: امام حسین تولدت مبارک ::...

http://womenhc.com/media/blogs/fatemiye-yasoj/2120-1.gif



تاریخ : یکشنبه 11 خرداد 1393 | 11:53 ب.ظ | نویسنده : فرزانه | نظرات

ابراهیم و آتش و گنجشک

نگاه ها هراسان به ابراهیم و آتش بود. در این میان گنجشکی به آتش نزدیک می شد و بر می گشت.
از او پرسیدند: ای پرنده چه کار می کنی؟
پاسخ داد: در این نزدیکی چشمه آبی است و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم.
گفتند: ولی حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می توانی بیاوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد.
گفت: من شاید نتوانم آتش را خاموش کنم اما این آب را می آورم تا آن هنگام که خداوند از من پرسید وقتی که بنده ام را بدون گناه در آتش انداختند تو چه کردی؟
پاسخ دهم: هر آن چه را که از توانم بر می آمد ...

و خوشا به حال گنجشکان سرفراز




تاریخ : یکشنبه 11 خرداد 1393 | 11:41 ب.ظ | نویسنده : فرزانه | نظرات

داستان عبرت آموز از یک دختر فریب خورده؟!



نقل قول :دختری 19ساله هستم. پیش از آن که گرفتار دام شیطان شوم، خواندن سرگذشت دختران و پسران فریب خورده، بسیار مرا ناراحت می کرد و نسبت به آنها احساس ترحم می کردم؛ و آنها را افرادی لایق نصیحت می دانستم.


در تمام دوران تحصیلم هیچ نقطه ضعیفی از نظر مسایل اخلاقی نداشتم. از داشتن دوست پسر و کارهایی از این گونه، اصلاً خوشم نمی آمد؛ و همیشه سعی می کردم دوستانم را که زمینه چنین انحرافاتی داشتند، راهنمایی نمایم. اما گرفتار بلایی شدم؛ و فهمیدم همه کسانی که دچار انحراف و اشتباه شده اند، ذاتاً بی بند و بار نبوده اند؛ بلکه اغلب آنها هم مثل من، بیش از حد به خودشان اطمینان داشته اند- و اتفاقاً از همین نقطه ضعف بزرگ، ضربه خورده اند.


ادامه مطلب حتما سر بزنید
برا خود من خیلی جالب بود و از تجربه اش استفاده کردم ... بعضیا واقعا چون از خودشون خیلی مطمئن هستن سقوط میکنن ... نباید دام های شیطان رو دست کم گرفت!!!


ادامه مطلب
تاریخ : چهارشنبه 7 خرداد 1393 | 06:59 ب.ظ | نویسنده : فرزانه | نظرات

  • paper | تبلیغات متنی | مهم نیوز